مراجعه فرمایند و با نظرات خویش مارا خرسند گردانند.
ضمنا در سایت عکس های ورزشی تیر اندازی با تیر و کمان و آثار باستانی از دیدنی های ایران و سایر کشورها و سایت فیتا در صفحه (انگلیش پیج ) سایت در قسمت اسپورت گذاشته شده است.
مراجعه فرمایند و با نظرات خویش مارا خرسند گردانند.
ضمنا در سایت عکس های ورزشی تیر اندازی با تیر و کمان و آثار باستانی از دیدنی های ایران و سایر کشورها و سایت فیتا در صفحه (انگلیش پیج ) سایت در قسمت اسپورت گذاشته شده است.
چو ایران نباشد تن من مباد

اگر کسانی در مورد شعر و داستان و سایر موارد سوالاتی داشته باشند و یا شعری
ارائه کنند تا در مورد مناسب به آنها پاسخ لازم داده خواهد شد .
قابل توجه دانشجویان محترم
موضوعات مهم کتاب فولکلور جهت امتحان را در وب سایت در قسمت ریز نمرات
دانشجویان ملاحظه کنید.
يك چيز را فراموش مكن :
اين كه لطف الهي هميشه با تو همراه است
اهل ايرانم
شهر من ايران نيست
همه ي دشت خانه و كاشانه من
من به اندازه ي پهناي ابد مي مانم
اهل ايرانم
هنرم شاخه گل
فكر از متن وجودم پيداست
اهل ايرانم
نام من ايراني است
عشق ز سر سبزي نامم پيداست
عشق از رنگ نمازم جاري است
وقتي آواز درختان تبر خورده باغ
از اشك چشمانم جاري است
آخرین منزل ما وادی خاموشان است
نگذاریم بمیرد جنگل
بگذاریم که درختان تبر خورده باغ
نفسی تازه کند و پی ریشه دواندن باشد
بهترین چیز:
رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
من سنی هئچ سومدیم کی
بن سنی بیر آدام کیبی سودیم
دنیزه توشموش گول کیبی دوشدوم آتشه
بن یانقینی سودیم
اولمون گوزل اولدیقینی سودیم
بیر یلدیزلاری سودیم
ایلول آکشاملارندان سودیم
بن یانقینی سودیم
بن سنی هئچ سومدیم
بن بیر آدام کیبی سودیم.
ضرب المثل
Birdas of a feather flock together-
کبوتر با کبوتر باز با باز ... کند هم جنس با هم جنس پرواز
It became free of danger-
آب از آسیاب افتادن
… What ever got to -
آبت نبود ، نانت نبود....
He beats the air-
آب در هاون کوفتن
He carries water in a sieve-
آب در غربال کردن
We seek water in the sea-
آب در کوزه و گرد جهان می گردیم...
- زندگی هر فرد بشر زاییده تفکر اوست.
** ابياتي که مضامين آنها حکايت از يک ضرب المثل دارد گاهي يه مصراع از اين بيت بيانگر ضرب المثل است:
کار هر بز نيست خرمن کوفتن گاو نر مي خواهد و مرد کهن
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
اظهار عجز پيش ستمگر ز ابلهي است اشک کباب موجب طغيان آتش است.
خدا گر زحکمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري
درس معلم ار بود زمزمه محبتي حمعه به مکتب آورد طفل گريز پاي را
هر که آمد عمارتي نو ساخت رفت و منزل به ديگري پرداخت
عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمي بزرگ شود
عبادت بجز خدمت خلق نيست به تسبيح و سجاده و دلق نيست
نيش عقرب نه از ره کين است اقتضاي طبيعتش اين است
خانه از پاي بست ويران است خواجه در بند نقش ايوان است
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثريا مي رود ديوار کج
من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
من از بيگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد ان آشنا کرد.
هر کسي از ظن خود شد يار من وز درون من نجست اسرار من
از طلا گشتن پشيمان گشته ايم مرحمت فرموده ما را مس کنيد
تو براي وصل کردن آمدي ني براي فصل کردن آمدي
ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود انچه مي پنداشتيم
مي بخور منبر بسوزان آتش اندر خرقه زن ساکن ميخانه باش و مردم آزاري مکنن
نه چندان بخور کز دهانت بر آيد نه چندان که از ضعف جانت برآيد
يا مکن با پيلبانان دوستي يا بنا کن خانه اي در خورد پيل
چون پير شدي از ميکده بيرون شو رندي و هوسناکي در عهد شباب اولي