تبليغاتX
ایران زمین - آب را گل کردند - جوابیه سهراب سپهری- از دفتر نخست بختیاری

((گل))

 

عاشقان بانگ زنيد

آب را گل كردند

كوته‌هاي بدنظران خرابي دل كردند

چشمه‌اي پرشده از اشك يتيم

موج آن مثل تكاپوي نسيم

بودعكس شفقي درموجش

ناگهان موج شكافت

محو شد عكس شفق باسنگي

آب صافي به‌نظر مثل شراب

ماه درظلمت شب برتابيد

اختران دردل شب خنديدند

بوديك خسته‌دلي درصحرا

اوبه دنبال يكي آئينه بود

اي صدافسوس آب گل‌شده بود

اوشتابان به سرچشمه شتافت

همه غم‌بود سياهي همه‌تار

او‌به دنبال سپيدي مي‌رفت

اوبه‌دنبال شقايق مي‌رفت

لحظه‌ها مي‌گذرد مثل نسيم سحري

ازافق مي‌رسد آواي خروس

آسمان سفره ظلمت راچيد

روشني دامن رنگين واكرد

رهگذر بادل خود خلوت كرد

اوسرود شعروچكامه به‌بلنداي چكاد

تابيايد اثري از مهتاب

بيشه‌راهي كه ازآن هيچكس نامده بود

آشنابود و بدنبال ديار آمال

اوغريبانه تقلا مي‌كرد

عاشقان را دگراميد بشارت نيست

مردمان جمله به‌دنبال اميد خويشند

سايه‌ها درپيشند

آب‌ها آلوده‌اند

دشتها بي روحند

مردمان كم‌بويند

اي‌كه فرياد زدي آب را گل نكنيد

درفرودست انگار كفتري مي‌خورد آب...

بنگر اينك كه چه‌سان

كفتران غمگينند

بلبلان گريانند

آب‌ها مثل گلي مي‌مانند

روستائي كه تونامش نامردند

سرزمينيكه زنهاشان بي‌رنگند

گاوها سينه‌هاشان خشكيده‌است

دوستان بانگ زنيد آب‌را گل كردند

جاهلان باغم خود تيرگي دل كردند

 

بی تو

بي‌تو اي مونس جان بادل نالان چه كنم

سرگذارم به‌حرم باغم ياران چه‌كنم

 

درغم عشق تواي دل كه دوعالم بگرفت

درغم شوق تو بااشك چوباران چه‌كنم

 

 


 

((باتو... ))

 

باتو ميشد ترانه‌ها را گفت

باتوميشد ستاره‌هارا رفت

بي‌تو خورشيد تاريك است

بي‌تو مهتاب باريك است

بي‌تو مثل چراغ خاموشم

بي‌توسنگين شده دوشم

بي‌تو امواج طوفاني است

نفس ابليس و ظيطاني است

بي‌تودرمان را درد است

نوشدارو مرازهر است

باتوميشد شكوفه‌ها راچيد

باتوميشد ستاره‌ها را ديد

باتوخورشيد مي‌خندد

بي‌تو رختش همي بندد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 23:28  توسط دکتر بختیاری  |