X
تبلیغات
ایران زمین - ادامه فولکلور و ادبیات عامیانه از جدیدترین اثر- بختیاری

  اهمیت ادبیات فولکلور

 

      متاسفانه ادبیات فولکلور آن گونه که باید و شاید مورد توجه قرارنگرفته است.  توسعه جوامع و گذر از مراحل سنتی و پیوستن به جامعه پیشرفته و صنعتی باعث شده که مردم به ادبیات مردمی ، با دیده تحقیر بنگرند. در این دوره ادبیات  کلاسیک به عنوان جلوه بارز هنر مورد توجه بوده است غافل از این که فولکلور در آفرینش ادبیات کلاسیک موثر بوده است.

       ادبیات فولکلور تنها آثار گذشته را ارائه نمی کند بلکه آفرینش دوباره آثار ادبی را نیز شامل می شود و از گذشته های دور به طور مستمر و به صورت شگفت انگیز با تاریخ بشر همگام بوده است "ماکسیم گورگی " با اشاره به اهمیت ادبیات می گوید :

      افسانه های قدیمی ، اسطوره ها و داستان های ماقبل تاریخ ، برای آسان کردن کارها ، بالا بردن تولیدات و مبارزه با دشمنان چهارپا بود. آنان در مبارزه  خود از قدرت کلام و سوگند خوردن به عناصری که آنان را در مقابله با مظاهر خصمانه طبیعت یاری می داد، بهره می جستند. این موضوع ازآن جهت در خور توجه است که عمق اعتقاد انسان را به قدرت کلام نشان می دهد. گورگی همچنین این نکته را یادآور می شود که اگرچه انسان در ادبیات فولکلورباید با زندگی مبارزه کند اما ادبیات فولکلور با بدبینی بیگانه است. او می گوید که بدون شناخت ادبیات ، شناخت تاریخ ملت ها ممکن نیست.

 

 

آثارفولکلور

 

     فولکلور در تمام ابعاد زندگانی بشر چه مادی و چه معنوی ، فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و...تأثیر شگرفی دارد.

 

زندگی معنوی

 

الف)زبان :لهجه ها و زبان های بومی

 

مطالعه زبان های مختلف و لهجه ، تبیین افکار  فلسفی ، ، مختصات زبان ، اصطلاحات ، مثل ها ، تشبیهات و استعارات ، زبان عوام و...

 

ب) دانش عوام و علم توده به اشیا و موجودات :

 

·        ساختمان انسان : آفرینش انسان ، آدم ، تاریخ طبیعی انسان و ...

·        سنگ شناسی و معادن : سنگ های قیمتی ( عقیق ، الماس ، فیروزه ، یاقوت ، مهره مار ، زبرجد ، ...)وخاصیت آنها .

 فلزات: روی ، آهن ، طلا ، نقره ، مس ، افسانه هایی در خاصیت نمک  و مومیایی کردن و ...

 

·        گیاه شناسی : گیاهان ، بته ها ، درختچه ها ، میوه ها ، دانه ها و خاصیت

آنها ، خربزه ، سیاه دانه ، اسپند ، برنج ، ریواس ، انار  ، مهرگیاه و...

گاهی نباتات و درختان در میان ملل دارای احترام خاصی هستند مانند:       

  « درخت مراد » . ترسانیدن درخت برای بار آوردن ، بریدن درخت های کهنه و دارای گناه .

·        جانور شناسی : گزندگان ، خزندگان ، پرندگان ، چارپایان ، درندگان و خاصیت ها و افسانه های مربوط به آنها : موریانه ، قورباغه ، جغد ، مرغ حق ، ابابیل ، گنجشک ، هما ، کرکس ، حاجی لک لک ، اسب ، میمون ، شتر، کفتار ، سگ ،خرس ، و...( گربه از دماغ شیر افتاده ، قاطر، بوزینه و لاک پشت نفرین شده و مسخ گشته اند، ببر به قدری خود پسند بوده که نمی توانسته ماه را بالای سر خود ببیند .)

·        تفأل و تطیر از حرکت و یا آوازپرندگان و صدای  جانورانی که دارای احترام خاصی بودند مانند  شپش ، کبوتر ، چلچله ، مار خانگی ، خروس و ... .

·        گاه شماری و هواشناسی و اوزان و مقادیر : روز ها و ماه ها ، فصل ها  پیشگویی ،سال های خوب و بد ، پیشگویی هوا ( خشک و بارانی )، جشن های روستایی : نوروز ، جشن سده ، مراسم ماه دیدن ، پیمانه ها ، سنگ  های اندازه گیری ، مقیاس طول ( گز ، جریب ، دید زدن ) و زمان ( شبگیر  ، پگاه ، خروس خوان ، پاس ، آفتاب  ، زردی و ...)

·        علم پیشینیان و موضوعات تاریخی : تاریخ ( ماده تاریخ ، یادبود سال های خوب  و بد از جهت فراوانی و وفور نعمت و خشکسالی . برای قحطی و خشکسالی گفته اند :

 

ای سال برنگردی ، به مردمان چه کردی

                                   زنها را شلخته کردی ، مردهارو اخته کردی

 

·         حکمت عامیانه

 

- فلسفه توده : روح ، ماده ، جان ، زندگی و مرگ ، زندگی پس از مرگ ، تناسخ ، اعتقاد به جاندار بودن اشیای بی جان .

شخصیت های اساطیری ( همزاد از ما بهتران ، شاه پریان ، بختک ، یاجوج وماجوج ، غول بیابانی ، اژدها ، هاروت و ماروت ، سیمرغ ، خر دجال ، نسناس ، عوج بن عنق )

طبیعت ، روح مردگان، سایه ، مردگانی که روحشان روی زمین بر می گردد، احضار ارواح ، قضا و قدر ، خیر و شر ، شیطان ، جن و بسم الله ، حلول شیطان در جسم .

فرشتگان ، اجنه ، پریان ، و کارهایی که از آنها ساخته است . روز قیامت ، پل صراط .

 

·         جامعه شناسی و اخلاق

 

آداب و ادبیات عامیانه ، زندگی اخلاقی ، امثال و حکمی که درباره استفاده شخصی یا گذشت و پشت پا زدن به مال دنیا وجود داردو تکالیفی که به عهده بشر است همچون افتخار ، دلیری ، ترقی ، خوشبختی ، خودخواهی ، زر پرستی، ولخرجی ، وطن پرستی ، احترام به والدین و بزرگترها و...

 

 - بهشت زیر پای مادران است .

 - هر آن کس که دندان دهد نان دهد .

 - خدا کوهی را به مویی می بخشد .

 - زن کاری مردکاری تا برگردد روزگاری.

 - آدم پولدار سر سبیل شاه نقاره می زند .

 

پ ) هنر شناسی در فولکلور

 

·        هنرهای زیبا درمیان توده : نقاشی ، منبت کاری ، سنگتراشی،         خاتم کاری، قلم زنی ، نقره کاری ، چشمه دوزی ، گل دوزی ، قلاب دوزی، منجوق دوزی ، زر دوزی ، قالی بافی ، پارچه های ابریشمی و...

·        افزارها : ظروف ، قلمدان ، لباس ها ، ساختمان ، خانه ، تزیین ، جواهرات ، تصویرها و... .

·        هنر موسیقی : آوازها ، وزن ها و مقام های موسیقی ، گاه و سه گاه و چهارگاه ، راه و الحان ، صدا و شاهنامه خوان ، قاری  و... ، آلات موسیقی ( چغانه ، سرنا ، کرنا ، قره نی ، نی انبان ، تار ، کمانچه ، دهل ، ساز و... ) ،انواع رقص ها ( انفرادی و دسته جمعی) با آهنگ مخصوص و آلاتی که درآن به کار می بردند مثل چوب و شمشیرو...

·        ادبیات توده : عبارت است از مثل ها ، متلک ها ، معماها ، لغزها و... چیستان : دم داره  و نم داره ، دیگی به شکم داره ، ما سیلی به او داریم او میلی به ما داره = گرمابه .

 

دوبیتی ها ، فهلویات ، تقلید از زبان جانوران ، ترانه ها ، آوازها ، قصه ها، حکایات مربوط به جانوران ، افسانه ها ( گوهر شب چراغ ، جابلقا و جابلسا ) . تئاتر و نمایش های توده : تقلید ( پهلوان کچل ، خیمه شب بازی ) تعزیه ، تصنیف های عامیانه ، کتاب های تفریحی توده ( امیر ارسلان ، چهل طوطی ، اسکندرنامه ، شنگول منگول ، خاله سوسکه ، خسرو ودیوزاد ، بهرام و گل اندام) رمان های پهلوانی ، قطعات و طومارهایی که در قهوه خانه ها می خواندند، ترانه هایی که به مناسبت آمدن رئیس قبیله به ده یا سرزمین خود می خواندند یا مرثیه هایی که در مرگ پهلوان و قهرمان از دست رفته می سرودند.

 

ث) زندگی اسرار آمیز و سحر و جادو

 

·جادوگری

 

 جادو گر ، گدا ، مرتاض ، کیمیاگر، درویش  و قدرتی که به آنان نسبت    می دهند . خانواده جادوگر و پیروان او ، محل اجتماع آنها ، مثلا سر گذر ،اعتقاد به افسون و اینکه سحر و جادو چگونه به وجود می آید؟ و...

  

زهرها و نوشداروها  : زهر دارو ( برای نابود کردن حریف )؛ مهر دارو برای ایجاد عشق  و محبت ، داروی بی هوشی ، پادزهر ، اسرار قاسمی ، مجمع الدعوات ، مهره مار ، مهرگیاه، طلسم سفید بختی و سیاه بختی ، گذاشتن نعل در آتش ، باطل کردن سحر، چله نشستن و...

 تسخیر جانوران : مارگیر ، رام کننده گرگ و یا درندگان ، برای دفع جانوران زیانکار، ساس ، موریانه ، موش ، گراز ، طلسم سن ، طلسم عقرب و...

 ارواح نیک کار و زیانکار : مار صاحبخانه ، پرستو ، خروس سفید ، گربه سیاه ، احضار ارواح ، تعویذ و ادعیه ، عقیقه ، حمام های جنی و...

 ظاهر شدن جادوگران به اشکال مختلف چون گرگ و غول و جانوران دیگر.

 

·         پیشگویی

 

 فالگیری مردان و زنان ، تعبیر خواب ها ، پیشگویی از روی نخود، کف بینی، استفاده از نخود وسرب و زاج آب کرده، فال قهوه ، پیشگویی از روی ستارگان و رمالی .

 جن گیر ، آینه بین ، طرز پیشگویی آنها و پیدا کردن اشیا گمشده .

 پیدا کردن چشمه  ، گنج و معدن .

 

·         تفأّل

 

 تفأل از اشکال اشیا ، سلام کردن و جستن آب در گلو ، بدقدم و خوش قدم ، قدم سبک و سنگین .

 استخاره ، فال حافظ ، چیزهای خوش شگون وبدشگون، چشم زخم ، چشم شور ، سوزاندن یک تکه نخ از لباس آدم چشم شور . بخت گشایی ، نذر پسر ، آش ، سمنو ، شله قلمکار ، حلوا ، آجیل مشکل گشا ، سفره بی بی سه شنبه ، خشت چارشنبه سوری ، احضار خواجه خضر ، سفره فاطمه زهرا ، ختم امیرالمومنین ، سفره بی بی حور و بی بی نور .

 دعاها و یا آدابی که برای کار و یا شگون انجام می گیرد : آداب مسافرت (دعا ، حلقه یاسین ، آش پشت پا و...) قربانی کردن در ساختمان جدید ، قربانی درخت خرما در کرمان ، مراسم رخت نو بریدن ، ناخن گرفتن ، نذر و نیاز .

 خواندن اوراد و ادعیه برای در امان ماندن از شر دزد و آفت ها و ناخوشی ها ... خواندن و نوشتن آیه الکرسی ،‌ نوشتن دعاهایی در تیر اتاق ( گشاده باد به دولت همیشه این درگاه / بحق اشهد ان لا اله الا الله ) ، ( بار الهی کم مگردان چند چیز از این اطاق / نان گرم وآب سرد و قلیان چاق .)

 

ج- جشن ها و افسون ها در کشاورزی

 

- افسون گاه شماری : جشن ها و مراسمی که در موقع معین سال با زندگی روستایی انجام می گیرد : جشن سده ، نوروز، شب چله .روز اول سال ( تبریک ، عیدی، سفره هفت سین ، چهارشنبه سوری در آذربایجان ، پریدن از روی بته آتش ، نیت ، قاشق زنی ، چشم چین ، شکستن کوزه و...) عید قربان ، نوروز ، شام غریبان ، شب قدر ، شب برات ، چارشنبه آخر ، عید غدیر و...

- مراسمی چون آمدن باران ویا  بند آمدن آن و...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مباحث مهم درنقش فرهنگ توده

 

زندگی مادی :

 

·         امور اقتصادی

 آب و هوا و طبیعت و زمین ، وسایل پرورش جانوران اهلی و امورکشاورزی، وسایل آبیاری زمین ، قنات ، رودخانه ، جنگل و مراتع و معادن ، راه ها و جاده ها و پاسبان و امنیه و وسایل ارتباطی و...

 ساختمان های عمومی ،  مسجد ، شهرداری ، دبستان ها ،گردشگاه های عمومی ، بیمارستان ، زورخانه ، قدمگاه ، زیارتگاه ، امامزاده ، سقاخانه ، تکیه ، خانقاه ، بتکده ، گورستان ، کلیسا ، اماکن دینی .

 خوراک ، غذا و مشروبات : تهیه خوراک و آشپزی ، خوراک  مورد استفاده در میان اهالی در مراسم خاصی چون عروسی و عزاداری  و مهمانی ها ، طرز خوردن غذا (روی میز یا  سر سفره ، با دست یا با قاشق و چنگال ، طرز پختن غذا  آش ، شوربا ، ماهی، نان ، گوشت ، حلیم ، پنیر ، ماست ، بلغور ، کشک ، قره قروت ، دوغ ، شیره ، شراب ، عدس ، لبو ، ترشی ، قاروت،کلوچه ، مربا، شربت، پلو و  چاشنی و...)

 پوشاک : جامه زنانه ومردانه ، تراشیدن ویا گذاشتن قسمتی از موی سر،بافتن و یا بستن موی سر زن ، جبه لباده ، ردا ، شال ، ستره ، پوستین، عبا ، دستار ، کلاه ، عرقچین ، شب کلاه ، دستکش ،جوراب، چارق ، نعلین ، گیوه ، آجیده ، کلاغی ، لچک ، چادر نماز ، چاقچور ، لباس کار ، لباس پلوخوری ، لباس جشن و عروسی و عزاداری .

 منزل : رسم نقشه اطاق های مختلف ، خوابگاه ، ایوان ، مهتابی ، آشپزخانه ، مستراح ، زیرزمین ، بادگیر ، دالان ، انبار ، تنور ، چاهک ، آب انبار ، حوض ، آب نما ، نقشه تقریبی حصار شهر ، خندق و قصر خان و نقشه برج وبارو .

 اسباب خانه : اشاره به اسبابی که در خانه ها به کار گرفته می شود و      عبارتند از: ظروف چینی و شکستنی ، اسباب آشپزخانه ، پاتیل ، دیگ ، کماجدان، دیزی ، سه پایه ، آب کش ، دست آس ( آسیای دستی ) ، چمچه ، کفگیر ، ترازو ، قپان ، بخاری ، کرسی ، منقل ، کلک ، بادیه ، سینی ، تاس ، هاون، تشت ، تاپو ، آفتابه لگن ، ابریق ، سماور ، کوزه خمره ، کندو ، پیه سوز ، چراغ موشی ، اسباب رختخواب ( بستر ، پتو ، متکا ، لحاف ، ملافه ، تشک) ، میز، صندلی ، نیمکت ، رختدان ، خورجین ، صندوق ، سفره ، نمد ، قالی ، زیلو ، گلیم و...

 وسایل حمل و نقل : پیاده روی ، چهار پایان بارکش ، چهارپایان ( الاغ، گاو، اسب ، شتر ، استر )، ارابه ها ( گاری ، سورتمه ، تخت روان ، دلیجان ، درشکه ، دوچرخه ، چهارچرخه ، دلیجان ، اتومبیل ،راه آهن و...

 

·         تفریح و آسایش

 

 مهمانخانه ، کاروانسرا ، چای خانه ، پاتوق ،گفتگو ها و موضوع های عادی راجع به سلامتی ، چیزهایی که مورد استفاده مردم قرار می گیرد : چایی ، قلیان ، چپق ، مشروب ، شیره ، تریاک . سرگرمی ها ( قمار ، ورق ، تخته نرد ، آس ، شرط بندی ، معرکه گیری ، نقالی ، شاهنامه خوان ، بازار خوان ، قوچ باز ، شعبده باز ،‌حقه باز ، لوطی ، جنگ انداختن خروس ، خرس باز ، عنتری ، کبوتر بازی ، خیمه شب بازی ، پهلوان کچل ، بند باز ، ترکه بازی در موقع عروسی .

 ورزش ها : اسب سواری ، الاغ سواری ، شکار ، پیاده روی ، گوی بازی ، دو، کشتی ، شنا ، و غیره.

 

·         جشن نوروز از نگاهی دیگر

 

سر آغاز جشن نوروز ، روز نخست ماه فروردین ( روز اورمزد ) است و چون بر خلاف سایر جشن ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد ، بر سایر جشن های ایران باستان برتری دارد .در مورد برتری پیدایش این جشن، افسانه های بسیار است ، اما آنچه به آن ارزش بیشتری می بخشد ، آیین های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می گیرد .

اگر نوروز همیشه و در همه جا ، با هیجان و آشفتگی  آغاز می شود ، حیرت انگیز نیست چرا که بی نظمی یکی از مظاهر بارزآن است . ایرانیان باستان ،          ناآرامی را ریشة آرامش و پریشانی را اساس سامان می دانستند . از دیگر آشفتگی های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می گزیدند و سلطان موقت ، اگر فرمان های بی جا صادر   می کرد ، از مقام امیری بر کنار می شد . حافظ در یکی از غزلیات خود به حکومت ناپایدار میر نوروزی اشاره دارد :

 

     سخن در پرده می گویم ، چو گـل از غنچه بیرونی

     که بیش از چند روزی نیست حکـــم میر نوروزی

 

خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد.مردم با درهم ریختگی خانه ، به نظافت و نظم خانه می پردازند و اسباب  کهنه و مستعمل را به دور ریخته و اشیای جدید را جایگزین آنها می کنند . در بعضی نقاط ایران شب آخرین جمعة سال بهترین غذا را می پختند و بر گور در گذشتگان می پاشیدند.

 

·         چهارشنبه سوری در اشعار شهریار

 

چهارشنبه سوری ، از دو کلمه ی چهارشنبه (آخرین چهارشنبه سال ) و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه سرخ ، مقدمة جدی جشن نوروز بود.در ایران باستان برخی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود .غروب هنگام ، بوته ها را روی هم می گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می شد ،آن را بر می افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود.در برخی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس های کهنه را می سوزاندند.

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود . پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می رفتند و از روزنة بالای اتاق ، شال درازی را به درون می انداختند تا صاحب خانه هدیه ای در شال بگذارد.

مرحوم استاد شهریار در منظومه فولکوریک حیدر بابا ، به آیین شال اندازی و احترام به درگذشتگان با مهارت اشاره نموده است.

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند .

قاشق زنی نیزتمثیلی بود از پذیرایی از فروهرها( ارواح درگذشتگان ) زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه خوراک و خوردن بود .

ایرانیان باستان برای فروهرها، بر بام خانه، غذاهای گوناگون می گذاشتند تا از این مهمانان تازه رسیدة آسمانی پذیرایی کنند .اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره هفت سین بود که به شماره هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می گرفت . چیدنی های روی سفره عبارت بود از آب و سبزه  نماد روشنی و افزونی ، آتشدان نماد پایداری نور و گرما که بعد ها به شمع و چراغ مبدل شد .شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نشانه نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نشانه عشق و مهربانی ، انار نماد تقدس ، سکه های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده اسفند ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بیدمشک که گل ویژة اسفند ماه است  نماد  امشاسپندان سپندارمز و بالاخره گلاب که باز ماندة رسم آبریزان یا آبپاشان است .

برخی از مسلمانان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام      می دانستند چنانکه هاتف اصفهانی می گوید:

 

نسیم صبح عنبر بیـــــز شد ، بر توده ی غبرا

زمین سبز نسرین خیـــز شد چون گنبد خضرا

همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی

بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتـــی مـــأوا

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 23:38  توسط دکتر بختیاری  |