- زندگی هر فرد بشر زاییده تفکر اوست.
** ابياتي که مضامين آنها حکايت از يک ضرب المثل دارد گاهي يه مصراع از اين بيت بيانگر ضرب المثل است:
کار هر بز نيست خرمن کوفتن گاو نر مي خواهد و مرد کهن
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
اظهار عجز پيش ستمگر ز ابلهي است اشک کباب موجب طغيان آتش است.
خدا گر زحکمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري
درس معلم ار بود زمزمه محبتي حمعه به مکتب آورد طفل گريز پاي را
هر که آمد عمارتي نو ساخت رفت و منزل به ديگري پرداخت
عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمي بزرگ شود
عبادت بجز خدمت خلق نيست به تسبيح و سجاده و دلق نيست
نيش عقرب نه از ره کين است اقتضاي طبيعتش اين است
خانه از پاي بست ويران است خواجه در بند نقش ايوان است
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثريا مي رود ديوار کج
من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
من از بيگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد ان آشنا کرد.
هر کسي از ظن خود شد يار من وز درون من نجست اسرار من
از طلا گشتن پشيمان گشته ايم مرحمت فرموده ما را مس کنيد
تو براي وصل کردن آمدي ني براي فصل کردن آمدي
ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود انچه مي پنداشتيم
مي بخور منبر بسوزان آتش اندر خرقه زن ساکن ميخانه باش و مردم آزاري مکنن
نه چندان بخور کز دهانت بر آيد نه چندان که از ضعف جانت برآيد
يا مکن با پيلبانان دوستي يا بنا کن خانه اي در خورد پيل
چون پير شدي از ميکده بيرون شو رندي و هوسناکي در عهد شباب اولي